پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
خوشحالی دوست
نوشته شده در شنبه 09 شهریور 1392
بازدید : 702
نویسنده : dizajkhalil

خوشحالی از دریافت نامه

                                                                                             

ایام به خیر و به شادی و همسر و فرزندانت نیز در کمال سلامت و شادکامی

نامه پر از مهر و محبتت را امروز دریافت کردم و ازاینکه نامه قبلی مرا به عنوان راهنما مطرح کرده بودی نشانگر کمال لطف شما نسبت به جملات غیر تخصصی بنده بود در هر صورت ازاینکه  آمار هایی را برایم فرستاده بودی مطالعه کردم ولی نتوانستم تمام آنها را تایید کنم بله در سال 57 فقط1% روستا ها آب و برق داشت ولی امروز وجود 1% از این روستا ها برای ما عیب است چون در دهه اول و دوم ضمن اداره جنگ توانستیم درصد های بالایی را در این رابطه پیش ببریم ولی روند صعودی آن کاهش گرفت و اگر نبود چهاد دانشجویی احتمالا این روند ثابت می ماند هنوز با این افتخارات کلی ، مدارس کپر نشین ما ،روستا هایی که هیچ امکانات ندارند را می بینیم و این ضعف است هرچند که این روستا ها در تولید ممکن است سهمی  مطرح نداشته باشند ولی برای دادن رای به درد خواهند خورد پس اینگونه فکر های بیخودی نکن.

در مورد رفاهیات و سهام عدالت و یارانه ها سخن رانده بودی و اندر مزایای آنها که موافق بعضی از مطالب بودم ولی احساس کردم خدای ناکرده طمعی بر این کار داری و تصمصم به انجام مطالعات عمیق نداری. مرد مومن می توانستی با مقداری مطالعه عمیق تر بدانی که همین مبلغ را می توانستی در ارتباط با بیمه عمومی ، افزایش سهم سلامت ،بکار بگیری تا هم ایجاد نتظار بیخودی در مردم بوجود نمی آوردی ، هم سرمایه در در اختیار می ماند و هم هزینه های درمان کاهش می یافت و شادابی اجتماعیت نیز بالا بود و برگشت سرمایه گذاری های بیمه ای نیز برای خودت بودیا اصلا صدایش را در نمی آوردی.از طرفی بیماران از ترس هزینه های گزاف از درمان پزشکی به خود درمانی نمی پرداختند و هزینه های درمان افزایش نمی یافت.

در عجبم از اینکه نوشته بودی که در ورزش مشکل داری ، مگر دلالی ها کمرنگ شده یا اعتبارات میلیاردی که از چیب مبارک ما و ازبیت المال تحت عنوان ایجاد شادابی در جامعه از جیب ما برداشتی پاسخگو نیست ، مقداری واسطه گری را کم کن و مقدار زیادی هم خودت را با اروپاییان و ... مقایسه نکن چون نه مردم تو اروپایی اند و نه سیاست های تو ، چرا تصمصم گرفتی فقط ورزش ووسیمینار ها ی آنچنانی که نتیجه ای هم در پی ندارد را برای خود الگوی مقایسه ای قرار دهی  و مسافرت های بی خاصیت خارجی را ملاک بدهی ، مقداری اقتصادی و اصولی فکر کن اگر برای عموم افرادت هم سرمایه گذاری نمی کنی نکن فقط و فقط دروغ نگو ، کلنگ های بی خودی نزن ، پروژه های مطالعه نشده افتتاح نکن ، طرح های گذر از بحرانت را کم کن و به طرح های مطالعه شده بپرداز و زیر ساخت ها را همگام با توانمندی ها به جلو ببر ، خود را فرزند شاهنامه خوانده ای اگر از شاهنامه فقط تفکر شاهانه را فهمیده ای که صد حیف بر تو ، سعی کن تفکرات مشاورین معقول و منطقی را زنده کنی آن موقع دیگران تورا فرزند شاهنامه خواهند خواند از طرفی سعی کن خود را نه فرزند بلکه رهرو اسلام بدانی و در این ارتباط شروع به فرا گیری کنی ولی این تفکرات را برای فروش  و اهداف شخصی و گروهی به رخ نکش.

به سابقه ات در چبهه و جنگ و انقلاب اشاره کرد بودی و اینکه ................... فقط می گویم برو بابا کشکت را به ساب ، تو همانی که حقوق ماهیانه ات را در سنگر و در جعبه مهمات و در دسترس قرار می دادی و میگفتی بچه ها هرکس خواست از این پول استفاده کند اگر داشت بر گرداند اگر نداشت حلال و د رمقابلش یک صلوات بفرستند.

 ولی نمی دانم چی شد که خود را باختی ، در جمع دوستان دیگر محبوبیت چندانی نداری ، محبوبیت ظاهری را وللش، دوستان ریادی هنوز از همان همسنگران هستند که به همان حال و هوای گذشته هستند و الحمدالله وضعیت مالی خوبی دارند ولی غیرت و ایمان و باورهایشان نیز هر روز تقویت شده است و هنوز در هم در جمع های ماهیانه می آیند و ضمن یاد آوری گذشته و تعریف وضعیت موجود ، دلخوشی می کنند و سر فرصت قرصشان را نیز می خورندو کپسول اکسیژنشان را پر می کنند و اگر بدنشان خارش داشت به جای پماد سنگر ، پماد های ضد حساسیت شیمیایی می مالند. سفارش می کنم مقداری به خود برگرد و نگاهی به تاریخ بینداز و عبرت بگیر تا دیر نشده و نباختی .

 بیا در جمع ، تاریخ در آینده قضاوت خواهد کردو ممکن است از همدیگر شرمنده باشیم ولی برای جبران صورت مسله را پاک کنیم و جناحبندی درست کنیم تا خیلی از حقایق زیر این جناح بازی ها مخفی شوند و عده ای از ساده لوح نیز دورما جمع شوند.

این حرفها از طرف من و کسانی است که تاریخ را خوانده و آینده را پیش بینی می کنند و هدفشان پریشان نشدن جمع دوستان است و برگشت به روز هایی که هدف ها ی مقدسی را در سر می پروراندیم ، ولایت را چراغ راه می دانستیم ،تاریخ را پنبه زن می پنداشتیم و اینکه آیندگان در مورد ما قضاوت خواهند کرد. در بحران ها همانند شیران در حرکت بودیم ،اگر تو امروز نمی توانی ، حداقل به سفارش حضرت علی همانند شتر دوساله باش که نتوانند از تو شیری بدوشند و نتوانند بار گیری کنند.راستی دیدی که در مراسم سالگرد انقلاب عده ای تحت عنوان بزرگداشت تصویر امام ساختند و او را از هواپیما پیاده کردند و دو طرفش را گرفتند و راه بردند و در کنار دیوار نشاندند و خود بر کنار او نشستند و بانگ انالحق می زدند این همان تفکری است که ارزش های این مرد را کمرنگ کند و سوژه درست می کنند ولی با نام انقلاب و ب بهانه انقلاب .وصیت نامه و فرمان 8 ماده ای او فراموش شود مشکلی نیست ، ما باید با استفده از این مراسمات برای خود آبرویی کسب کنیم تا مقامی بدست آوریم و عده ای نیز هلهله کنند . می دانم که هنوز از این حرفها به درد می آیی نوشتم ، می دانم که اهل مقایسه ای خواستم مقایسه کنی حرکت  اول ظهور اسلام  را با انقلاب و اینکه هنوز بند های کفن حضرت رسول (ص) از هم نگسسته بود که فرزندش را به قربانگاه دعوت کردند و قربه الی الله کردند آن کاری که نمی بایست می کردند.                                                                                                                بیک بابا

 




پاسخ نامه دوست
نوشته شده در شنبه 09 شهریور 1392
بازدید : 676
نویسنده : dizajkhalil

سلام دوست دوران جوانی

مدتی بود نامه ای از تو دریافت نکرده بودم و دلنگران بودم فکر می کردم مشکلی برایت پیش آمده که من بی اطلاع هستم ، آدرس جدید را نداشتم ولی از طریق دوستان شنیدم در اقتصاد وارد شده ای دیگر گذشته ها و دوستان فراموشت شده اند و در کار واردات و صادراتی ، مطمئنم که تو در هرکاری وارد بشوی امنیت ملی کشورت را فراموش نمی کنی و همه چیز را با منظور نمودن موضوع حساس امنیت ملی ادامه می دهی .

نوشته بودی که برای تامین امنیت ملی در حال حاضر در عراق سرمایه گذاری کردی و بنا به مصالح دیگر پیگیر در یافت خسارت جنگی نیستی تا خدای نکرده ضررر اقتصادی نکنی ، در امور ورزش هم وارد شدی و قراردادهای آنچنانی بسته ای تا بتوانی با استفاده از تجربه و تکنولوژی بغدادی ها ورزش را تکان بدهی و این اخلاقیات فاسد باشگاهی را اعم از فساد در خرید و فروش بازیکن ، برد و باخت های پولی ، حرفهای نازیبای تماشاگران و ... را تحت تاثیر قرار دهی  ولی نمی دانم که وارد کردن میوه از ترکیه و چای از هند و برنج از پاکستان و .......را چگونه در امنیت ملی توجیه می کنی ولی با بیسوادی خودم دریافتم که تولید کنندگان ما باید زبان های خارجی را یاد بگیرند و زحمت تولید و فکر را بخود راه ندهند و به سهولت در بحث دلالگری وارد شوند تا اجناس سایرین را در بین مردم توزیع کنند و این امر اثرات مثبتی دارد چون مغازه و کارگاه های خود را می توانند به انبارداران اجاره دهند و مالیا ت بر در امدشان جایی ثبت نشود و ضمن تفریح و توریست بازی به در امد های کلانی برسند واقعا بر فکر تو آفرین می گوییم که انسان ها را به آسایش می رسانی.

اون همسنگر قدیمی مان عنوان کرد که امور گدایان و دست فروش ها ی مترو و بی آرتی و خیابان ها را برنامه ریزی مناسبی کردی و همانند چراغ های چهار راه ها زمانبندی نموده ای و هرکس  باید در ساعت خاصی و در محل انتخاب شده حضور داشته باشد واقعا تو باید در امور کلان برنامه ریزی و بودجه ریزی بکار گرفته شود ، برای اطلاع عرض می کنم که تعدادی از این گدایان و دست فروش ها مثل سایرین هنوز نسبت به پوشیدن لباس های تمیز و اطو کشیده عادت نکرده اند نیاز است آنها را در مرحله اول تذکر بدهی در غیر اینصورت می توانی از رفتن به مرخصی منعشان کنی تا شخصیت اجتماعی مان لکه دار نشودو تولید ناخالصمان پایین نیاید.

من هدفم راهنمایی نیست تو خود راهنمایی ولی من باب افاضه فضل عرض کردم ، همین صداقت تو باعث شیفتگی من شده چون مثل بعضی ها طوری حرف نمی زنی که مجبور به ارسال تاییدیه و تکذیبیه بشوی و یا بهانه های سیاسی بر انجام نشدن یک سری از امور بتراشی و نان سفره ما را با سیاست قاتوق نمی کنی ولی این را مد نظر داشته باش که چند جمله کلیدی از مسایل سیاسی را یاد بگیر و در موبایلت ذخیره کن تا در زمان های ضروری بتوانی از آنها  به عنوان عملیات روانی برای رهایی از پاسخ دهی  استفاده کنی .

نوشته بودی بازار ارز و طلا در امور تو تاثیری نداشته که خوشحال شدم که توانسته ای به نحوی نقب زنی کنی که دلار و ارز مورد نیازت برابر روش به قیمت دولتی آماده شود و به قیمت آزاد به فروشی و سکه هاییی که به عنوان هدیه تهیه می کنی با همان قیمت بازار آزاد باشد و سکه هایی که می خری با قیمت واقعی . خوب توانستی سال ها با کارهای روانی این موضوع را مدیریت کنی ولی حواست باشد این عملیات ها زمان مصرفشان به پایان رسیده و در حال حاضر پاسخگو نیستند ، هرکس اعتراضی نمود بگو مصالح اینگونه ایجاب می کند و ازگفتن دلایل بنا به مصالح پرهیز کن . بدان که کسی جرات سوال نخواهد داشت.چند مطلب عمومی را برای مشغول کردن اذهان برایت می فرستم تا در دم دستت باشد بیشتر در ارایه مطالب حول این محورها به چرخ: ترافیک تهران واقعا معضل بزرگی است و طرح هایی برایش داریم ، الودگی هوای شهر های بزرگ به حد قابل توجهی رسیده و باید دعا کنید بادی بیاید، بازار بورس از رشد خوبی برخوردبود  یادت باشد در در دادن آمار و اطلاعات هیچ موقع به تاریخ خاصی اشاره نکن، مترو نیاز به واکن های جدید دارد، دانشگاه آزاد چنان است و چنین ،ادامه اتوبان امام علی ترافیک را سبکتر خواهد کرد، حجاب در کشور نیاز به بازنگری دارد،در سمینار فلان در این رابطه نشست خواهیم داشت ، ماشین های هوو مشکل دارند ، لنت ترمز ها آزبست دارندودر هر چند از کلماتت بعضی از کشورهای جهان یکم را هم مقصر جلوه بده تا نگویند وابسته ای یا تو مدیریت نداری ، جو را بسنج ببین چه چیزی را علاقمند هستند سریع یک پوین غیر عملی برایشان وعده بده از کجا معلوم در جلسه بعدی کسی حواسش به این وعده باشد و در صورت سوال نیز می توانی حریف ات را مقصر جلوه بدهی که هم فال است و هم تماشا.

زیاد وقتت را گرفتم و فرصت پرسیدن حال و احوال عیالات نشد ولی همینکه نوشته بودی هریک از بستگان را در جایی سازماندهی کردی و یک مشاور متخصص برایشان گذاشته ای خوشحال شدم ولی از گذاشتن مشاور متخصص متعجب شدم چون با ایده اقتصادی و سیاسی مغایرت دارد و لازم است یک اطلاعاتی برایم بدهی ، همین بستگان غیر متخصص را به همراه چند تن از ... را برای مطالعات مختلف به مسافرت چند روزه به کشور های همجوار و یا آنتالیا بفرست  خود بخود ایچاد اطمینان در طرفین معامله  می کند و کلاس دارد.هدیه های مخصوص به منشی های  زیبایتان تقدیم کنید و به خانواده هم سلام برسان منتظر نامه  ات هستم.

تنها یک سفارش برادرانه : در کارهایت از ولایت و رهبری و شهدا خرج نکن هرچند که خیلی سخت است و ولایت شعارنیز مباش .پایبندی به همین یک سفارش می تواند عامل ادامه دوستی منو تو باشد و راه نجات هر دویمان. این پیوند را سست نکن.               

بیک بابا

 




سلام همرزم
نوشته شده در جمعه 08 شهریور 1392
بازدید : 738
نویسنده : dizajkhalil

بنام آنکه نخل ها را آفرید

مقداری سلام به گرمی آفتاب بعد از ظهر جنوب را همراه چل چراغ  شبهای کویردر جعبه مهمات شکسته برایت میفرستم تا زحمت بسته بندی و حمل آنها را تحمل کنم باشد که مقبول دوست باشد.

دوست داشتم کلماتی در مورد نخل هایتان بنویسم ولی رسای قلم نداشتم پس مزاح را در پیش گرفتم باشد که سرحال بیاییم .میدانی نخل ها اگرنبودند هزینه جنگ زیاد تر می شد چون صدام تیر برق ها راهدف  می گرفت وسیمان گران می شد؛ دیده بان های خودی باید نردبان می خریدند،تعریفی برای ایستاده مردن پیدا نمی شد یا جیره بندی می شد .برای ساخت سنگر چوب خریداری می شدو موش خرماها به کشورهای دیگر مهاجرت می فرمودند . هزینه جاروی تبریز در جنوب به چند میلیون می رسید و فرش و موکت کمیاب می شد . نمایشگاه ها؛ نخل مصنوعی وارداتی ازچین می اوردن و نخل کاران جنوب مستاصل.در ماه رمضان دنبال خرمای وارداتی می گشتیم و روزه دچار اشکال می شد وگاوهایمان هم باید تفاله خرمای خارجی میل می فرمودند و قیافه اروپا رفته و روشنفکر بخود می گرفتند ودیگر حرف آدمها ی خودی را نمی فهمیدند و مجبور می شدیم دیلمانج استخدام کنیم تا آنها را در مسافرت های خارجی همراهی کنند وبدتر از همه به فکر رفع بیماری های کشاورزی نباشیم .به راهیان نور چگونه اسباب بازی های ساخته شده از چوب خرما می فروختیم  و برای جلب توجه توریست ها و رفاه حال ساکنین باید مراکز تولیدی می ساختیم و هزینه ملی را در آنجا تحت عنوان قدر شناسی هزینه می کردیم و.....ازهمه بدتر باید دنبال خسارت جنگی  میرفتیم که خود به خود زحمت است یا اینکه برای مردم محلی  به جز فوتبال کار دیگری  پیش بینی می کردیم .پس قدر نخل را بدان ویک شاخه خشک شده را حتما در آستانه درب ورودی خانه آویزان کن رافع صد بلاست.                                        

بیک بابا




نقابی محمد علی
نوشته شده در جمعه 08 شهریور 1392
بازدید : 1359
نویسنده : dizajkhalil

غربت کشان هموطن و اثران بزگ آنان

 

در  معرفی روستا )    دیزج خلیل علیا  ) و معیشت  مردمان آنان اشاره شده بود که تعداد کثیری از همشهری ها به منظور تامین معاش به صورت موقت یا دایم به کشور های  مختلف از جمله به کشور روسیه  سابق ( آذر بایجان و قره باغ و...) و بیشتر به ترکیه سفر می کردند و همین امر باعث رشد فرهنگی و علمی  مردم این خطه شده و متقابلا  رشد مذهبی وشیعه گری در مقیاس مرتبط در کشور های متقابل و همچنین دوستی وصمیمیت نسل های مختلف  بین ایرانیان و مردم کشور های مورد نظر شده  که امروزه نیز اثرات آن بویژه در بین مردم روستا مشهود است . بهترین نشانه این تردد ها رشد علمی منطقه بود. قریب به اتفاق جوانان و میا نسالان و پیر مردان  این روستا در کشور های مختلف و در داخل کشور صاحب اثرات بشردوستانه می باشند

در راستای معرفی تعداد351نفر از همشهری ها هفت محله که به کشور ترکیه مسافرت کرده و اصطلاحا  غربت کش بودند با تلاش محقق محترم محمد علی نقابی جمع آوری و به شرح زیر تهیه شده باشد که مورد بهره برداری  شما عزیزان قرار گرفته و نقطه نظرات  خود را به ما هدیه کنید.و جا دارد از این مرد دنیا دیده و محقق تشکر گردد.

 




جبارلویی صمد
نوشته شده در پنج‌شنبه 07 شهریور 1392
بازدید : 1975
نویسنده : dizajkhalil

ادامه دوم غربتکشان

 

-بزگان  رسول( بازرگان)                                 ادامه حرف ج                               ادامه حروف چ-ح         

10-بلوری بهرام ( میزرا آغا)                           3-جبار لویی محمد                   11-حاجی بابایی نصراله(نوه)          

11-بهبهانی عزت                                         4-جبارلویی صمد                     12-حسنپور حسن

12-بی باک حسین                                        5-جبار لویی علی آقا                 13-حیرتی  عباس

13-بیرقدار محمد علی( بایراقداری)                    6-جلالی  فرضعلی                    14-حیرتی محمود        

حرف پ                                                    7-جمالی احمد                         حروف خ- د

1-پابخش اکبر                                             8-جنتی  جعفر صادق                  1-خلیل بیگلو نصیر               

2-پررنگ نصرالله                                         9-جنتی عباسعلی                       2-خلیلی دیزجی  اصغر

3-پریچهره  حسن                                         10- جولا زاده    تقی                  3-خلیلی دیزجی سیدحسن

4-پریچهره رحیم                                          11- جولا زاده    چهانگیر             4-خلیلی دیزجی میرقاسم

5-پریچهره سلیمان                                        12- جولا زاده    حسین               5-خلیلی زارع حسین  

6-پریچهره قاسم                                           13- جولا زاد    رضا                  6-خلیلی   ساری محمد   

7-پریچهره یعقوب                                         14- جولا زاده  تقی                    7-خورشیدی رضا 

8-پور اذر  غلامرضا( ساسان)                           15- جولا زاده  باقر                    8-خورشیدی سلیمان

9-پور آقایی بایرامعلی                                     16- جولا زاده  مشه  رضا            9-خیری پور عبدالمحمد

10-پور صادق  سلیمان                                   17- جولا زاده   مهدی                 10-خیری پور فتح الله    

11-بورعبدالله   رستمعلی                                 18- جولا زاده   نقی                    11-دشمن کش  احمد

12-پورعلی بیک  مسیب                                  19-جهاندوست رضا                    12-دشمن کش قلی

13-پور موسی قلی   یوسف                               حروف چ -ح                             13-دلارام  علیمحمد      

14- پورموسی قلی  خلیل                                 1-چاوشی احمد                           14-دلالت محمد( میرزایی)  

15-پورموس قلیرحیم                                      2-چاوشی حسن                            15-دلالت میرزا محمد 

حرف ت –ث                                                 3-چاوشی حسینعلی                        16-دلبسته رجبعلی  

1-تیری  حسین                                              5-چاوشی رسول                           17-دلبسته سلیمان

2-ثمری علی اکبر                                           6-چاوشی میر داوود                        18-دلبسته یوسف   

3- ثمری محمد                                              7-حاج علیان اصغر                          19-دمساز سلطانعلی

حرف ج                                                       8-حاجی بابایی رجب                         20-دنیابین سلیمان

1-جاوید اسماعیل                                            9-حاجی بابایی سولماز                      21-دنیابین  علی   

2-جبارلویی حسن ( صدر)                                10-حاجی بابایی نصرالله                  22-دیزجی میر ابوالفضل




سلطان پسند ابراهیم
نوشته شده در چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 1705
نویسنده : dizajkhalil

ادامه سوم غربت کشان

حروف ر-ز

1-رازه  کاظم                                 حروف س-ش                                 حروف ص-ض-ط-ظ

2-رحمانپور احمد                                  1-ساعی محمد حسین                     1-صادقپور باقر

3-رهبری حسین(دکترحسین)                      2-ستاری اسماعیل                        2-صادقپورمحمدحسین

4-رسولزاده  ابوالفضل                            3-ستاری رستمعلی                         3-صادقپور محمد عل

5-رسولزاده یوسف                                4- ستاری عبدالرحیم                       4- صادقی معصومه

6-رضازاده حسن                                   5-ستاری عبدالستار                        5-صادقیحسن

7-رضایی عزت                                     6-سعادتنگار مسیب                         6-صادقی  محمدابراهیم

8-رنجی سلمان                                     7- سعادت نگار حسن                       7-صالحی ذئالفعلی(کدخدا)

9-روشن خلیل حسینعلی                           8-سعادتیان علی اصغر                      8-صداقت دوست آقا علی 

10-رونقگر ذوالفقار                               9-سعادتیان حسین                           9-صداقتی حبیبالله

11-رونقگر عبدالرحیم                             10-سعادتیان محمود                        10-صدری ابراهیم خلیل

12-رهبانی بایرامعلی(سلیمی)                     11-سلطانپسند ابراهیم                      11-  صدری عباس  

13-ریحانی ابراهیم                                  12-سلطانپسند اسماعیل                    12-صدری غلامعلی

14-ریحانی بایرام                                    13-سلطانپسند محمد                       13-صفتجو فتح الله

15-ریحانی شیئری                                   14-سلیمی فرد احمد                       14-ضیاء الدینی بایرام

16-زحتکش عباسعلی                                 15سلیمی فرد جمشید                     15-طاهر زاده سلیمان

17-زردکوهی شیرالله                                 16-سلیمی فرد رجبعلی                    16-طاهر زاده کرم

18-زردکوهی   قدرت                                 17-سلیمی فرد فاطمه صغری            17-طیاطبایی سید حسن              

19-زردکوهی یدالله                                    18-شادابی سلیمان                        18-طباطبایی میراسماعیل

20-زرنگار اکبر                                       19-شالچی زاده اکبر                      19-طباطبایی میرحسین

21-زرنگار یوسف                                    20-شاهقلی محرمعلی                     20-طباطبایی میر هاشم

22-زرین عباس                                       21-شاهقلی محمد علی                   21-طحنی غلامرضا

23-زرین  نورحیات                                   22-شعبانی علی                           22-طربخواه عبدالرحیم

24-زکریازاده احمد                                   23-شعبانی محمد                           23-طربخواه هاشم

25-زکریا زاده  صادق                                24-شریفی میریعقوب                     24-طربخواه یدالله

26-زکریا زاده محمد حسین                          25-شریفی میرعباس                      25-طریقت ابراهیم خلیل

27-زنده دل خیرالله                                    26-شیندی سلیمان                         26-طوبی  ستار




عباس زادگان ابوالقاسم
نوشته شده در سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 1449
نویسنده : dizajkhalil

ادامه چهارم غربت کشان

ادامه حروف ص-ض-ط-ظ                             21-فروع الدینی فتح الله                       11-لغلی نژاد غلمحسین

27-طیاره ای  محمد رحیم                              22-فیروزیان عباسعلی                       12-محمد بیگی ذئالفقار  

28-ظریفی  خداکرم                                      23-قاسملو فتح الله                          13-محمد بیگی عبدالرحیم

29-ظریفی شعبان (عباس آقا)                         24-قاسملو احمد                             14-لطیفی محمد     

30-ظریفی علی بابا                                     25-قاسملو عباس                            15-محمد بیگی عبدالله     

31-ظریفی فرها32-ظریفی محمد حسین             26-قاسملو قربان                             16-محمدصالحی علیمحمد

32-ظفری مجید                                          27-قاضی  محمد                              17-محمدعلیزاده غفار     

حروف ع-غ-ف-ق                                        28-قدری رضا                               18-محمدعلیزاده محمدعلی

1-عباسزادگان ابوالقاسم                                  29-قربانعلی زاده علی                      19-محمدعلیزاده آقا علی

2-عجمی حیدر                                             30-قربانعلی زاده محمد                      20-میریلویی     محمد

3-عجمی مشگعلی                                         31-قره باغی احمد                          21-محمد نهال   حسن                

4-عطایی عباس                                            32-قنادی    علی                              22-محمدنیکی ذوالفقار

5-علی اکبر  برادر مظفر                                  33-قنجار  میر ایوب                         23-مرحمتی اکبر   

6-عنبری محمود                                          34-قوجا زاده اللهوردی                        24-ملازاده  محمد              

7-غازیان ابراهیم                                          35-قوخماز کاظم                       25-موسوی اقدم سید ابراهیم

8-غازیان حسین                                           36-قوخماز مشه قلی(سقا)            26- موسوی اقدم میراسماعیل

9-غازیان نادر                                             37-قیاسی محمد                         27-موسوی اقدم میر سلیمان     

10-غازیان یدالله                                           حروف ک- گ-ل-م                      28-میرزایی سید عباس

11-فتح علیلو میرزا علی                                1-کاظم نژاد احمد علی                  29-میرزایی سید علی اشرف

12-فدایی هاشم                                            2-کرم زاده حسن                         30-میرزایی محسن 

13-فدایی پور عبداله                                     3-کرم زاده محمد حسین                  31-میرزایی محمد رضا

14-فراغی ابراهیم                                        4-کرم زاده حسنعلی                        32-میرزایی میر محمود

15- فراغی حسین                                        5-کرم زاده حیدر علی                      حروف ن- و-ه-ی

16-فراغی علی                                           6-کریمپور محمد                            1-ناپیدا اسماعیل

17-فرقانی حسینعلی                                      7-گلشن سیداحمد                           2-ناپیدا اصغر 

18-فرقانی رسول                                         8-لطیفی ابراهیم                             3-ناپیدا اکبر

19-فرقانی  حسین                                         9-لطیفی حسن ( مدرس)                   4-ناپیداعبدالله

20-فروع الدینی حسین                                   10-لطیفی حسین                             5-ناپیداعلی  




نصیر پور داریوش
نوشته شده در دوشنبه 04 شهریور 1392
بازدید : 1225
نویسنده : dizajkhalil

مهاجرین ( غریتکشان روستا)در 5 برگ

 

ادامه پنجم غربتکشان

ادامه حروف ن- و-ه-ی

6-ناپیدا محمد                                                    34-نیک نژاد محمد

7-ناننی عبدالغفار                                               35-نیکی  رحیم              

8-نصیرپور داریوش (مرسین)                                36-نیکی قلی 

9-نژادی محمد علی                                            37-وحیدی صفر  

10-نقابی احمد علی                                           38-وفادار رستم

11-نقابی محمد رضا                                         39-وفایی حسینعلی

12-نقابی حبیب                                                40-ولیپور نورمحمد

13-نقابی عباسعلی                                          41-ولیجانی حاجی

14-نقابی محمد علی(محقق )                             42-هاشمزاده حسن     

15-نوپیدا محمد                                             43-یمینی اسماعیل

16-نوجهانی اصغر                                          44-یمینی عباس

17-نوجهانی حسین                                         45-یمینی اسدالله

18-نوجهانی علی                                           46 یوسفلویی  قاسمعلی

20-نوجهانی فریدون

21-نورسی اسماعیل

22-نورسی رحیم

23-نوری کریم

24-نوزاد اصغر

25-نوزاد بهمن

26-نوزاد اکبر

27-نوزاد قاسم

28-نوزادهاشم

29-نهالی ابراهیم

30-نهالی احمد(گولوم احمد)

31-نهالی بایرام

32-نهالی حسن

33-نهالی شیئری




سلام دوست قدیمی
نوشته شده در یکشنبه 03 شهریور 1392
بازدید : 740
نویسنده : dizajkhalil

بنام آنکه قصه های قران را برای عبرت انسان ها نازل نمود.

سلام بر تو دوست دوران جوانی ام که هنوز فراموشمان نکرده ای. انشا الله سرحال و قبراق پیگیر امورات زندگی هستی و در کنار خانواده خوش. یاد خاطرات کرده بودی و احساس کردم قصد داری افسانه هایی را باز سازی کنی یا اینکه تصمیم به کاری داری و یک احتمال هم دادم که ممکن است.... شده باشی. به هر حال مطالبی در یادداشت ها ی پراکنده پیدا کرده ام باشد که به کار آید . راستی به یاد داری که در خیابان شهید دستغیب با هم بودیم و اصرار کردی تا  یکدست لباس خاکی تهیه و چند بسته سیگار آزادی در کیف  به راه آهن برویم و زمانی به خود آمدیم که بلند گوهای راه آهن اهواز اعلام کرد : ایستگاه پایانی است ؛ همه پیاده شوند و همزمان صدای آژیر قرمز به گوش رسید و صدا پیچید که پناه بگیرید.

آری آن روز در ایستگاه پایانی نبودیم بلکه تازه ایستگاه مبدا بود که باید شروع به حرکت می کردیم . ساعتی نگذشته بود که راننده مینی بوس گفت جلوتر نمی رم چون از ایستگاه دارخوین شادگان به بعد هم آب گرفتگی است و هم خود رو های شخصی مجاز به تردد نیستند و اگر هم بروم امکان رسیدن به مقصد نیست .

در صورتی که ما تا زه قدم در راه گذاشته بودیم و به اجبار به همراه سایرین پیاده حرکت کردیم و تازه بوی باروت و صدای انفجار به همراه فریاد های عاشقانه یا حسین را می شنیدیم و احساس می کردیم و پوتین های واکس زده و براق دیگر رنگ خاک بودند و لباس های اطو کشیده شوره می بستند وهرجا نگاه می کردی دکل های برق با سیم های بریده درکنار تانک و نفر بری سوخته افتاده بودند و فقط زمانی که ماسه های داغ به وسیله باد به صورت می خورد و صورت سفید کم ریش و کرم مالی شده را همانند نان لواش تازه برشته و تاول زده می کرد روی از آنهابرمی گردانیم و اشک های کریه و خنده باهم سرازیر می شدند و غرورهای جوانی تبدیل به آگاهی های جوانی می شد.

راستی هنوز پل بهمنشیر و ایستگاه 7 و سید عباس  را که فراموش نکرده ای ؟ زیر تیغ نخل ها غلتیدن و راه رفتن و گفتن آخ واخ .دنبال مین گشتن و خنثی کردن آنها به خصوص مین های ضد تانک و التماس از فرمانده که جناب مقداری فتیله و چاشنی لازم داریم و مقداری هم حضور شما را می خواهیم مخلوط کنیم ( صدای خنده همه می آمد) به خدا از صبح رفتیم سمت خرمشهر پیرمان در آمده تا این تی ان تی ها وسی 4 را تهیه کنیم و بیاوریم برای تمرین خرج گذاری وآتش بازی . بنده خدا می گفت: حضور ما هنوز به درد می خورد ؛ننم گفته لازمش دارم  . دورباره التماس که به جان خودمان آقا فتیله را به خاطر شما دراز تر می گیریم و برایتان جان پناه می سازیم و او پاسخ می داد: از دست شما تبعیدی ها چه کنم بریم بریم ،محاسبات  دقیق باشد خرج گذاری بر اساس محاسبات باشد اگر دراز شدید همدیگر را حلال کنید من نیاز به حلالیت شما دارم نه حلالیت شما. اگر مردی اون ستون های بتنی و لوله های فولادی را هدف قرار دهید و زمان را به حدی پیش بینی کنید که امکان خروج از نفوذ را داشته باشید؛ گردن شکسته  مگه تو خونه خالت خرج گذاری می کنی ؟ در منطقه امن هم باید جوری عمل کنی که احساس کنی در منطقه نفوذ( دشمن) هستی .

یادت است با علامت دست اعلام خبر می کردیم که الفرار . صدای زیبای انفجار را همزمان می کردیم با صدای انفجار اثابت گلوله های بعثی به زمین . شب در سنگر چه خوش بودیم (پختن غذای محلی ترک و کرد و لر وبلوچ و غذای ای برادر . ورود فرمانده و بالش بازی و پاره شدن پتوی درب سنگر و بالشت ها و بیدار بودن تا صبح و اینکه صدا امینی بلند می شد بدو بدو وقت نمازه صبحه  وتازه می فهمیدیم که وقت آموزش برای عملیات شب آینده است).

ورود کاروان یزد در جزیره مینو موقع عصر گاهی چه خوشحال بودیم که خدایا آدم هم دیدیم ولی بکوب بکوب عراق نگذاشت بیشتر با آنها باشیم چون لباس های آنها نیز همرنگ لباس های ما شده بود به هم نگاه می کردیم که بابا ایول به همت این پیر مردان. راستی می  دانی چرا هیچ موقع از عملیات تخریب  دکل های ارتباطی  عراق به دوستان حرفی نزدیم و داوودی موج گرفتگی خود را به خنده گذراند تا آسیب های  آنجنانی دید ؛ زخمی شدن فرخی هم داستانی شده بود.همه و همه باید در بین ما و فرمانده و ستاد می ماند و بازگو نمی شد؟ وای ؛ صحبت های جراح بیمارستان طالقانی  همه را روده بر کرده بود و خود فرخی هم ریسه می رفت و بعد می گفت آخ  وای .

سخنرانی نماز جماعت مغرب در سنگر چه شخنرانی بود به ویژه زمانی که سخنران از سنگر فرار کرد و بچه ها دربیابان دنبالش بودند که برگردانند ؛ میدانم که عملکرد امیری در روز چهارشنبه سوری فراموشمان نخواهد شد و فحش ها و حرکات نریم موسی با زبان عربی به دوستان دشمنان وطن از روی خاکریز به طور واضح شنیده می شود . چه رشوه هایی نریم موسی می گرفت : ببین اگر چند مشت پسته ندین یک توپ 106 از کنار سنگرتان میزنم و می روم .وای از آن روزی که پسته نبود و آقا دو گلوله به سمت عراق پرتاب می کرد و از محل دور می شد و بچه های سنگر تا صبح بیدار می ماندند.  ترکش خوردن لباس های امیری روی طناب و جریان ملا نصرالدین  هم واقعا خنده دار بود و روز آخر امیری روی خاک و شروع عند ربهم ... اوچه باصفا بود . بچه همدانی کی بود؟ اسمش فراموشم شده با آن هیکل قوی ؛ عکسش را دارم ولی .... از داوودی خبر داری چی شد سر بچه هاش چه آمد  ؟ خیلی بی معرفتیم قبول داری؟

پل نو و پل مارد وشلمجه و گمرک برای خود؛ بچه محل هایی داشتند ولی چی شده بود که هر کس می آمد آنجا احساس غربت نمی کردو خود را بچه همانجا می دانست .به قول اون بنده خدا همانکه شبها با ماسک ضد شیمیایی می خوابید: (اخوی  آخه شلمچه مسیر ورود امام رضا ع بود و معراج خیل شهدا  وگلوگاه عملیاتی ).

ماهشهر و کمپ های الف ب و گرمای مطلوب و سواری بر محل بار کمپرسی ها در مسیر ماهشهر و خرمشهر چه زیبا بود . چفیه در روی صورت فقط محافظ ماسه های درشت بود و مثال الک بر رخ گرفتن را تداعی میکرد .حمام آبادان با آن پیر مرد خوش برخورد و بازار و تغار ماست لاین احمد آباد وجلو شهرداری و بیمارستان و مخابرات آبادان امروز برای خود محلی تازه ساز شده اند ولی حیف ماپیر و کهنه تر شده ایم و مردان گرینفی ( فیلم اخراجی ها) شروع به تاختن کرده اند و خود را تک تیراندازان آن روزگار جا می زنندبه نحوی که هیچ مویی لای درزحرفشان نمی رود.حتی به افسانه های خارج کردن چند عکس و مقداری لباس و فرش وکپسول های گاز و آیینه شکسته از زیر آوار خانه های خرمشهر اشاره می کنند و خوردن چایی در ایستگاه حسینی و سایر ایستگاه های صلواتی را فوز عظیم تبلیغ می کنند .دراستخر و سونا و جکوزی هرچه نگاه میکنی نقصی در آنها نمی بینی ولی در صد جانبازی ها و داستان پردازی های آنها به حدی است که انسان شرمنده می شود چرا این حوادث جنگی را دیگران مشاهده نکرده اند.

یادت می آید وقتی بعد از چند ماه قصد خانه کردیم دیدی در قطار چه وضعیتی داشتیم از شنیدن صدای زن و بچه وحشت زده و تبدار شده بودیم ودر ایستگاه تهران تصمیم به برگشت بعدی گرفتیم.میدانی احساس می کنم مرا سرکار کذاشتی  ؛ از کجا فهمیدی که من قصه های شنیده شده را می تولنم بازگو کنم چون تمام این ها را خودت به من تعریف کرده ای ولی امروز میخواهی برایت قصه گویی کنم  یا اینکه قصد  گرفتن تست هوش از من داری ؟ من تسلیمم و دارای هوش پایین؛ دست از سرما بردار و رضه خوان دیگری دعوت کن. من از 6ماهه اول حضور در چنوب و به خصوص از والفجر مقدماتی چیزی نخواهم گفت . همین قدر هم  زیاد شد. عهد کرده بودیم اینگونه باشد.سلام مرا به خانواده ات برسان و ازطرف من احوال پرس باش.                         بیک بابا

                             




حسین پور قاسم.سلام همکلاسی و هم محلی
نوشته شده در شنبه 02 شهریور 1392
بازدید : 1184
نویسنده : dizajkhalil

همکلاسی سلام  ممکن است خاطرات بچگی را فراموش کرده باشی ولی دوران دبستان ودبیرستان را خوب به خاطر داری با شما هاهستم خواهران محترمه (پروین امینی، رقیه نقابی،نرکس طحنی،منیژه ثمری و عباسی،زهرا سلطانپسند،فاطمه صادقپور، معصومه نژادی و...که سال ها همکلاس بودیم و آقایان محترم : محمود دمساز( علاقمند به داستان اصلی و کرم)، محمد علی پابخش، مهدی آهنگربا آن شیطنت های زیبا یتان، مرحوم حسین پررنگ ( ناصح اعتقادی دوستان بود) ، نورالدین نوجهانی ( علی پروین زمان و مخترع )، جمشید امیری ( لطیفه گوی و خوش سخن)، حسین غازیان ( با آن خنده های زیبا و قاری قران )،، قاسم حسین پور ( درس خوان و خوش تیپ) ، نقی ستاری( زرنگ و با ادب) حسین شعبانی، حسین ابلاغی، مجید بهشتی  وحسن جنتی ومنتظری از وایقان،علی چاهی ورضا نیلوفر و چاوشی از نوجده، قاسم للطیفی،افتاده، جمشید طهمورث(راستی بنده را حلال کردی یانه)، نادر برومندو... ،  همه دوستان اهل وایقان و نوجده میدانم که همگی با گذشت تاریخ ، جزء بزرگ زنان و مردان روستا شده اید .

 هرکدام تربیت خانواده ای را به عهده دارید و از همه بالاتر در مشاغل مختلف عامل رشد فرهنگی و علمی و اقتصادی جامعه بودید ؛ خدا قوّت کار های شما همه و همه باقیات صالحات است و زیبا . کاش یکبار دیگر مدرسه ای بود و کلاس درسی و شیطنت های آن روزگار ، با وجود همه خوبان باز  اسم بد و خوب ها را مینوشتیم ،برای هم خط و نشان می کشیدیم ، به لطیفه های کلاسی می خندیدم ،برای اذیّت معلمین طرح می ریختیم ، به جای معلم درب کلاس را باز می کردیم و همه بلند می شدند وبعد همه باهم می خندیدیم ، خود را به مریضی می زدیم و برای آماده نبودن دروس بهانه های مختلف می تراشیدیم ، در روزهای زمستان برف بازی می کردیم و عمدا فرد دیگر راهدف قرار می دادیم ، برف بر جیب و گردن دیگران می گذاشتیم، بااستفاده از لوله خودکار و پوست پرتقال طرف را در جلو تخته سیاه هدف قرار می دادیم، نفت بخاری را زیاد می کردیم، دنبال نگاتیو پلی کپی ها بودیم،راستی دوست عزیز شما که به تدریس مشغول بودی تا چه میزان به رفتارهای دوران تحصیلی خودت و دوستانت در کلاس درس برخورد کردی ، با توجه به برخورد اخلاقی که با دانش آموزانت کردی در درون خود به رفتار های مشابه که انجام داده بودی خندیدی ،و شما دوست محترم که در سایر جایگاه ها مشغولی  واقعا گذشته زیبا نبود و امروز زیبا تر از دیروز نیست و فردا واقعا زیبا و تماشایی نخواهدبود ؟ مطمئم اینگونه است .

یاد کتک خوردن دوستان همکلاسی افتادی ، نگاه کن  فلانی دستها را باز کرده تا به گرمی از ورود ترکه های مدیر و ناظم استقبال و پذیرایی کند ، اونجا را نفر روسری سر کرده و سر برروی محل تحریر صندلی گذاشته تا ترکه ها فقط بر کمرش اثابت کند چون بارانی اش را از زیر لباس ها پوشیده تا اثر ترکه ها کمتر شود، خنده دار بود نگاه های خشمگین و طلبکارانه نفری که به دلیل چغلی طرف دیگر، مورد نوازش گرم مدیر یا ناظم قرار گرفته به صندلی های طرف مقابل ( به صندلی طرف دختران یا پسران). نوش جان جگرم خنک شد.چه خوب می شد در سال یک روز را به عنوان روز دیدار و تجدید خاطرات قرار می دادیم یا یک پوشه را به عنوان پوشه احوالپرسی با همکلاسی ها و دبیران آن زمان از طریق شبکه جهانی انتخاب می کردیم ،زیبا دیدن و زیبا اندیشیدن این جمع را درآن ماندگار می کردیم. با این نوشتار بر تمام خواهران و برادرانم که همکلاس من بودند عرض ادب و ارادت و بر دوستی شان افتخار می کنم.شیطنت های آن روز خاطرات زیبای امروزند. شاد یاشاین




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران