پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
بازی های محلی
نوشته شده در دوشنبه 01 آذر 1395
بازدید : 501
نویسنده : dizajkhalil




غذا های سنتی
نوشته شده در دوشنبه 01 آذر 1395
بازدید : 490
نویسنده : dizajkhalil




مشعل محرم
نوشته شده در دوشنبه 01 آذر 1395
بازدید : 561
نویسنده : dizajkhalil

 

ساختن مشعل برای شب عاشورا: تعدادی از دوستان و بچه ها را جمع می کنی ،

یک دستگاه طبل کوچک و یک شیپور به آنها می دی ، در وسط میدان شروع

به یاحسین گفتن می کنید ، هر از گاهی اعلام می کنی قصد تهیه مشعل برای

شب عاشورا را داری ، بچه ها هر گدام مقداری لوازم خواب مندرس و لباس

کهنه نیز اورده ، در وسط میدان جمع کرده اند ، مردم با شنیدن خواسته شما اقدام

به آوردن مقدار زیادی لباس کهنه و وسایل خواب از کار افتاده خواهند کرد .عده ای

نیز تیر جوبی سه متری به قطر 30 سانتی متری و بعضی ها هم پول نقداحسان می کنند.

تیر چوبی  4 یا حداکثر 6 تا کافی است ، مقداری سیم فلزی ومقدار یک کیلو میخ بلند (15- 20)

و 5 حلب 10 حلب نفت سفید با پول های احسان شده می خرید




post
نوشته شده در پنج‌شنبه 20 آبان 1395
بازدید : 486
نویسنده : dizajkhalil




غذای سنتی 1
نوشته شده در سه‌شنبه 18 آبان 1395
بازدید : 583
نویسنده : dizajkhalil




سید محمد چاوشی
نوشته شده در دوشنبه 17 آبان 1395
بازدید : 578
نویسنده : dizajkhalil

سید بزرگوار و مردی از تبار دیزج خلیل




عمو سبزی فروش
نوشته شده در پنج‌شنبه 13 آبان 1395
بازدید : 611
نویسنده : dizajkhalil

داستانی که نقل می‌شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که در دوران سلطنت احمدشاه قاجار برای

تحصیل به آلمان رفته بودند و وقتی به آنها گفته می‌شود سرود ملی ایران را اجرا کنند، دچار

مشکلاتی می‌شوند که در این خاطره بیان شده است. دکتر جلال گنجی فرزند سالار معتمد

گنجی نیشابوری آن را نقل کرده و در فصلنامه ره‌آورد شماره۳۵ هم منتشر شده

اما نگاهی دوباره به آن خالی از لطف نیست. در این خاطره واقعی آمده است:

«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد احمدشاه تحصیل می‌کردیم.

روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام کرد همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراتور آلمان

رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوردیم که عده‌مان کم است. گفت اهمیت

ندارد. از برخی کشور‌ها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و‌ همان یک نفر، پرچم کشور خود را

حمل خواهد کرد و سرود ملی خود را خواهد خواند.چاره‌ای نداشتیم. همه ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و

گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، به‌ یاد نداریم. پس چه باید کرد؟

 




چله
نوشته شده در پنج‌شنبه 06 آبان 1395
بازدید : 550
نویسنده : dizajkhalil

عمرتان صد شب یلدا و ایام خوش

هدف فرهنگ نویسی نیست فقط قصد تبریک داشتم:

دیزج خلیل دارای مردمی مهربان و صبور است و آداب

و رسوب کهن را هنوز می توان در آن دید   از جمله شب یلدا

( چله گجه سی) است که هنوز در بین این جمع زنده نگه داشته شده

و بر این باورند که این شب از عوامل جمع شدن فامیل و دوستان

به دور یکی از بزرگان خانواده و باعث مسّرت وشادی واحترام

به بزرگان واموزش کوچکترها به رعایت احترام و همچنین

شنیدن خاطرات و تاریخ و صله رحم بوده و دارای ارزش

معنوی است .و خوردن هندوانه را عاملی بر بی اثر

کردن سرما در طول زمستان می پندارند.

 در این شب برای نو عروسان و

داماد ها و نامزدها هدایایی

تحت عنوان چله طبقی

تهیه ومحترمانه به

خانواده عروس یا داماد

هدیه می گردد، محتویات این طبق

یا خنچه معمولا شیرینی ، میوه های فصل

،هندوانه ،پارچه ،هدیه خاص است که با جشن و

سرور در منزل تحویل میدهند و مادر داماد یا عروس

نیز در مقابل این خنچه اقدام به هدیه دادن به آورنده طبق

می کند ( مانند پول نقد ، چوراب و دستمال و...) و ازهمراهان

نیز پذیرایی می نماید.در منزل بزرگان سینی هایی که حاوی

هندوانه ، آجیل ،گندم برشته ، لبو،حلوای گردو ، سنجد ،

کشمش و... آماده است تا میهمانان را پذیرایی کنندو

با قصه هایی از کوراغلی ،حسین کرد شبستری ،

تاریخ خانوادگی ، تاریخ گذشتگان ، شاهنامه ،

بیاتی ها ، سعدی وعبرت ها و مثل ها ،

داستان های اصلی و کرم شب یلدا

را به سر می کنند . شور انگیز

ترین لحظه  لحظه بریدن

هندوانه توسط بزرگ مجلس ایت که شادی مضاعف می گردد.

مراسمات شال اندازی از رسوم قدیم  محسوب می شود.




فرزندم
نوشته شده در پنج‌شنبه 06 آبان 1395
بازدید : 579
نویسنده : dizajkhalil

 

بسمه تعالی

تقدیم به اول مهری ها به مناسبت هفته دفاع مقدس

فرزند وطن ،آتیه ساز کشور شنیدم در انشای سال گذشته ات  نوشته ای :

اززمانی که بیاد دارم پدرم دارای موی سفید بود و شبها در ساعات مختلف

بعد از سرفه های زیاداز خواب بیدار می شود دیگر خوابش نمی برد، هرچند که

بعضی از ایام عصبی می شود ولی مرد دنیا دیده ، باتجربه ،

فهیم و دوست داشتنی است و به نظرم می رسد که پیری زود رس دارد. اما




نامه دوست
نوشته شده در پنج‌شنبه 06 آبان 1395
بازدید : 514
نویسنده : dizajkhalil

بنام آنکه قصه های قران را برای عبرت انسان ها نازل نمود.

سلام بر تو دوست دوران

جوانی ام که هنوز فراموشمان نکرده ای.

انشا الله سرحال و قبراق پیگیر امورات زندگی

هستی و در کنار خانواده خوش. یاد خاطرات کرده

بودی و احساس کردم قصد داری افسانه هایی

را باز سازی کنی یا اینکه تصمیم به کاری

داری و یک احتمال هم دادم که ممکن

است.... شده باشی. به هر حال

مطالبی در یادداشت ها ی راکنده پیدا

کرده ام باشد که به کار آید . راستی به

یاد داری که در خیابان شهید دستغیب با هم

بودیم و اصرار کردی تا  یکدست لباس خاکی تهیه

و چند بسته سیگار آزادی در کیف  به راه آهن برویم

و زمانی به خود آمدیم که بلند گوهای راه آهن

اهواز اعلام کرد : ایستگاه پایانی است ؛

همه پیاده شوند و همزمان صدای

آژیر قرمز به گوش رسید و صدا پیچید که پناه بگیرید.

آری آن روز در 




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران