پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
متن نامه های افشا شده مینو و پروین.دیزج خلیل
نوشته شده در جمعه 03 مرداد 1393
بازدید : 955
نویسنده : dizajkhalil

سلام مینو جان مدتهاست از تو خبری ندارم ولیکن نامه ام را به آدرس قبلی می فرستم شاید که بخوانی.

رهگذری با خود زمزمه می کرد که روزگار پروین هم همانند مینوست ، ولی من نتوانستم موضوع را خوب دریافت کنم .نگران شدم ، نمی دانم چرا دیگر از صدایی بگوش نمی رسد ، آیا تو هم به دلیل کهولت سنی همانند من در حال انتقال به خانه سالمندانی یا بدلیل صحت بدن خود را به جناح ها متصل کرده ای و یاد دوستان قدیم نمی کنی .چون اعتمادی به سیدن نامه ندارم بنابراین اسرار خود فاش نمی کنم . اگر پاسخ دریافت کردم  روزگارم را برایت خواهم نوشت.

سلام پروین جان

نامه ات را زمانی دیدم که آخرین رمق ها را تجربه می کنم ودیگر نای سخن و سو دید ندارم بعضی از مهره های کمرم شکسته و گلستانم به خارستان تبدیل شده . هرچند که تو هم چندان از من جوان نیستی و لی روزهای شادی برایت آرزومندم.میدانی که من از سال 1319 حدود هفت هزار داماد تحصیل کرده برای دختران تو تربیت کردم اما صد حیف از یک احوالپرسی توسط عروس و داماد ها.فریاد را همه می شنوند ولی سکوت مرا هیچ کس نمی شنود یا نمی خواهند بشنوند.خانه ام به ویرانه ای تبدیل شده ، هیچ صدایی به جز صدای جغد در راهرو شنیده نمی شود،سقف ها تاب برف را ندارد، پنجره ها همگی همانند عینک من شیشه شکسته دارند و بجای روشنایی ، زخمی بر چشمان و جسمم وارد می کنند . تو خوشحال باش که به خانه سالمندان منتقل می شوی .هرچند که آینده ای روشن برای تو و خانه سالمندیت نمی بینم باز امید به شادیت دارم.

شنیده ام مرا همانند زمان بربریت به برده گی خواهند فروخت و بر این امر افتخار خواهند کرد. بگذریم از خودت بنویس که دیگر فرصتی برای مکاتبه وجود نخواهد داشت ولی بر عروسانم بگو آینده زیبایی برای نوادگانمان بسازند.

مینو جان سلام دوباره ام را بپذیر

از خواندن نامه ات غمگین و بجای دیگران شرمنده شدم ، آنچه به اختار نوشته بودی برایم از هفت من مثنوی مفید تر واقع شد و رسیدم به اینکه درد مشترکی داریم و عروسان تو و دامادان من دیگر گذشته را فراموش کرده اند و هویت خود باخته اند و چند تایی هم که گهگاهی سخنی میگویند کاری نمی توانند انجام دهند ولی باز به همین خوشحالم.

با خود اندیشیدم تا علت این سیاه بختی و فلاکت فرهنگی راپیدا کنم و رسیدم به اینکه اگر کاری به کارمان نداشته باشند روزی روی استخوانمان گلی خواهد رویید تا شاید نوادگان من وتو نظاره گر آن باشند.

وقتی تمرکز گزینی مراکز استان ها شروع شد وفروختن کوپن مواد غذایی و اجاره نشینی به شرط در یافت مصالح ساختمانی و زمین افتخار شد ، فرزندانمان با رها کردن زمین و تولید عامل رویش برگ های زرد برروی درختان شدند و صدای بع بع کوسفندان دیگر شنیده نشد. وقتی بنام کنترل جمعیت وازکتومی را مجانی و کم فرزندی را شائنیت تعریف کردند دیگر صدای بچه ها هرروز کمتر و کمتر می شد ولی هیچ به هوش نبودند که چه می کنند .وقتی آب و بر ق و گاز داشتن افتخار بودسرمایه گزاری برای تولید فراموش گردید بنابراین مهاجرت لازم ادامه حیات فرزندانمان بود.پس عروسان تو و دامادان من کردند آنچه باید می کردند .

بیا تنها بگرییم تا شاید شاید.............




علی نوجهانی شاعر((پوزولموش گلستان))
نوشته شده در جمعه 06 تیر 1393
بازدید : 1272
نویسنده : dizajkhalil

یخیلیر دامی گلیر ی یلره

سنیخ سالخیخ الوب قاپی ینجره

اورگ ایستیربا خا بوحالی گوره

خسته یاتان بی جان یادیما دوشدی




post
نوشته شده در سه‌شنبه 20 خرداد 1393
بازدید : 498
نویسنده : dizajkhalil




sghl
نوشته شده در جمعه 16 خرداد 1393
بازدید : 775
نویسنده : dizajkhalil

nv,n fv n,sj o,fl




بیا باهم بگریم.درد دل مدرسه (عکس)
نوشته شده در چهارشنبه 14 خرداد 1393
بازدید : 1113
نویسنده : dizajkhalil

سلام عزیزترین خاطرات ، سلام تاریخ گویا 40عکس دیدنی

 به ادامه مطلب تشریف بیارید




سردآوا( سردآب مردگان)
نوشته شده در دوشنبه 12 خرداد 1393
بازدید : 1295
نویسنده : dizajkhalil

در موضوع مراسم تدفین ( نوشته شده در 22/10/91)اشاره شد به ساخت سردآواهایی برای دفن دسته جمعی اموات در سال های قحطی ( شخصا هر دو سردآوا را در بین سال های 1352-1353 به همراه دوستان داخل سرداوا شده و تعداد تقریبی 19-20 جنازه مونث و مذکر  در سنین مختلف را در سرداوا اول و تعداد 11-13 جنازه را در سردآوا دوم مشاهده نمودیم . جوانان دیگری نیز در آن روزها به دلیل فرو ریختن درب سرداوا ها از آنها بازدید کرده اند) نموده اند و داستان هایی  سینه به سینه از گذشتگان رسیده که در آن سال ها زندگی چگونه بودخاطراتی از بزرگان شنیده اید که در این قحطی تعداد کثیری از روستاییان از دنیا رفتند ، فردی که برای خرید نان به شبستر رفته بود تا به منزل برسد نان خود را تمام کرده و دست خالی به منزل برمی گردد،چگونه با استفاده از سایر مواد توانستند نان تهیه کنند ، یا در منزلی 4نفر اعضاء خانواده همزمان فوت می کنند ، سرقت از باغات ( بریدن درختان خشک شده و بردن کلون های درب باغات به اوج خود می رسد) ولی از قتل و غارت اموال یکدیگر یا استفاده از حیوان مرده گزارشی نشده است.از عوامل عمده کاهش مرگ و میر در روستا ، رعایت اصولی بود که آنروز متاثر از فرهنگ یا قوانین نانوشته اجتماعی و بهداشتی بود از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نموددر سال 1288 هجری قمری مطابق با 1246 هجری شمسی و در اواسط زمامداری ناصرالدین‌شاه قاجار، قحطی عظیمی سراسر ایران را فراگرفت. این قحطی چنان سهمگین و ویرانگر بود که بسیاری از مورخان آن را مهمترین واقعه‌ی اجتماعی عصر قاجارها دانسته‌اند. عامل اصلی این قحطی که طلیعه‌ی آن از سال 1287قمری و بی‌باران‌بودنِ آن سال آغاز شده بود، کم‌آبی شدیدی بود که بهار و تابستان سال بعد (1288) خود را به شکل کمبود شدید آب شُرب و محصولات کشاورزی ـ خصوصاً گندم ـ و شیوع وبا نشان داد. در مجموع هیجده ماه باران نبارید. زمستان سال 1288 نیز هرچند باران بارید ولی به‌سبب بارش فزاینده و سیل‌های پیاپی، بسیاری از ایرانیان سیل‌گیر شده مردند یا از عوامل دیگری نظیر شیوع طاعون، حصبه و تیفوس در همان زمستان و یا بهار سال بعد تلف شدند. قیمت نان به‌تدریج به چندین برابر قیمت معمول آن رسید به‌گونه‌ای که دسترسی به آن از دست اکثر اقشار جامعه خارج شد. گرسنگی و کمبود نان ـ به‌عنوان اصلی‌ترین قوت مردم ـ چنان بالا گرفت که تقریباً نیمی از جمعیت ایران از گرسنگی، تشنگی و شیوع امراض مسری از دست رفتند

1-عدم انتقال مسافرین مرده خارج از روستا به داخل روستا.

2-مرسوم بودن شستشوی مرده در داخل حیاط منزل به جای شستشو در آب قنات ( مانند تهران سابق)

3-ممنوع بودن شستشوی کهنه بچه ها در حوضچه اول قنات

4-استفاده از آرد پوست بادام و آرد حبوبات مخلوط به کمی آهک برای درمان

5-عدم نگهداری مردگان بیش از یک روز در منزل یا در مسجد

6- زیاد بودن زمان مسافرت ها به منطقه ترکیه و روسیه و کم بودن مسافرت به شهرهای داخلی ایران از نظر انتقال بیماری ها

7-رایج بودن طب سنتی در بین خانواده ها به سفارش طبیب های سنتی روستایی

 




شعبان
نوشته شده در یکشنبه 11 خرداد 1393
بازدید : 992
نویسنده : dizajkhalil

ایام شعبانیه بر تمام آزاد مردان مبارک




بعثت پیامبر اعظم ص
نوشته شده در دوشنبه 05 خرداد 1393
بازدید : 614
نویسنده : dizajkhalil

بیست و هفتم رجب . محمد غرق در اندیشه : ناگهان نداییگرم و گیرا
درغارمی پیچید : اقراء بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی
آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را
که نمی دانست بیاموخت ...

این روز مبارگ بر تمام رهروان حضرتش که صلوات خدا بر اوباد تبریک و تهنیت

بیک بابا




محمد نسرین دخت 2
نوشته شده در شنبه 13 اردیبهشت 1393
بازدید : 1171
نویسنده : dizajkhalil

اشعاربدون فرصت ویرایش و اصلاح و بازنگری از محمد نسرین دخ

بیرحاج آقااوغلی مشمدعلی واریدور

مشمدعلی بیرقلبی پاک کشیدور

 چورچوپو یغماق اونون ایشیدور

سفردن گلنی گوروش ادیب چایین ایچردی

اودا پولینی پولسیزدان یاخچی سچردی

پول ویرسیدون سندن تیز الاردی

خلوت یرده پولاری بیرسایاردی

دیسیدون فلانی پول کتیریب

 الیندکی آغاجینان وراردی

هله کی واراونا نذیر دییلر

بلکم قران احسان ویرلر

منده یازدیم او نان بیریاد اولسون

ذکر صلوات  ایله سندن شاد اولسون.

 

هاردا دی یونس عمو میداندا خان خان اویون قورسون

کند مردمون  باشینا یغوب شادلیق محملی قورسون

مشه قلی عمو وزیر اولوب مرتضی  عمو وکیلی اولسون

یونس عمو مهرون  وروب مشه قلی امضا سین ورسون

میداندا دار آغاجین قورب بلکه محرم علینی دارا ورسون

گچنلرده پول پارا ایندی جه  یوخدی

اما اورکلرده محبت بوندان چوخودی

 

سید جواد بیبی اوغلی دامدا مناجات دیین زمان

قربانعلی عمواغلی صبح چاغی اذان ورن زمان

حمزه عمواوغلی اوباشدا شیپورچالدیران  زمان

اروش لیقدا گیدیب گلمگ بوندان چوخیدی

او زماندا رادیو و تلویزیون بوقدر یوخیدی

-

 

گل سنه دیدیم تقی داداشدان               قیزیل دیشلی یاغجی یولداشدان

سوپرگه باغلاردی چوپ دن آغاشدان             چوخ سووردی شادلیق اولان مجلسی           

خوش دانیشماق خوش دیندیرمک دوستینی

 

تقی بی بی اوغلی قورودلاری خومچالاردا ازردی

سوندان قرودلاری  سوزلیک لردن گوزل سوزردی

کربلا فاطمه خالا قورود آشی پیشریب اوزلرینی بزردی

نعنا داغینان گوزل گوچگ  بزردی

هایاندا قالوب او لذتی آشالار

 ساخسی چاناق آغاش قاشیقلار

ایندی ییروک بریزیلدن گلن مال اتینن  

داخی ایتیرمشوق اغزیمزیون لذتین

تاپامروق خومچالاردا قوورقانون دادینی

گورمیریم ایسی اوتلی شوربا ،اوییج اتینی 




من غافل
نوشته شده در جمعه 01 فروردین 1393
بازدید : 994
نویسنده : dizajkhalil

 

تو ای غافل زیزدان رفت راه خطا تا کی          فرار از بندگی سرپیچی از امر خدا تا کی

صفات نیک انسانی نهادن زیر پا تا کی           فسون ومردم  آزاری و تزویر و ریا تاکی

ستم بر زیر دستان اندین دار فنا تا کی

خیانت در امانت بهر ما مخلوق عادت شد           توانگر گشتن همسایگان بخل و حسادت شد

تجاوز بر حریم دوستان نامش عبادت شد            کردار نامعقول ما ختم سعادت شد

به راه و رسم انسانی نبودن آشنا تا کی

چه طرفی بستی از دنیا که بستی سخت بر آن دل          چه نیکی کرده ای سازد کناهان تورا باطل

نگشته است دانه ای از خرمن عمر گران حاصل          نما اندیشه ای برعاقبت ای از خدا غافل

به پای خویش رفت جانب دام بلا تا کی

پس از این پاک کناز دل دگر رنگ سیاهی را            که باشد تازه هر گاهی گرفتن زآب ماهی را

زمغز خود جداسازی این همه افکار واهی را          به خاطرروز حشر و درد بی پناهی

فراموش کردن گفتار ختم انبیا ء تاکی.                




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران