پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
post
نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور 1392
بازدید : 2184
نویسنده : dizajkhalil

دلم به حال آتشی میسوزد که واپسین دم حیاتش مصادف با زمستان است.

- -
بیداری در چشم مسافر خسته به خواب میرود.

-
زندگی عمری دست مرگ را از دامن موجودات کوتاه میکند.

آرزو میکنم آدم دروغگو بعد از با سواد شدن راست بنویسد.

-
فاصله ی گامهای پرنده ی محبوس را شوق رسیدن به آزادی پر میکند.

-
پرنده ی پیر آنچنان پرواز را از یاد میبرد که در پرنده بودن خودش هم شک میکند.

جزیره در دریا هم دل از خشکی نمی کند.

-
عاقبت غم نیستی ریشه ی هستی را میسوزاند.

-
خاکستر در اوج صداقت بیانگر روزگاری است که آتش گذرانده است.

-
عاشق خربزه ام , زیرا مثل هندوانه تخمه هایش را در سلول انفرادی محبوس نمیکند.

-
گوش سنگین از صاحبش هم حرف شنوی ندارد.

                                                                                    بیک بابا





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا