پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
نوروزدر دیزج خلیل علیا
نوشته شده در دوشنبه 09 بهمن 1391
بازدید : 1124
نویسنده : dizajkhalil

نوروز در روستا

چند روز مانده به نوروز، مادران با تهیه سبزه کندم،پختن شیر برنج یا شیر بابلغور،دلمه برگ مو و کلم،گلاب گیری،تهیه تخم رنگی با استفاده از رنگ دانه های طبیعی،آماده کردن پول خرد سکه ، آمادگی لازم را برای پذیرایی از مهمانان نوروزی پیدا می کرد.،( غذا ها در محیطی سربسته و خنک نگهداری می شد).. چند ساعتی به تحویل سال مانده مقداری پول خرد ( سکه ) به همه داده می شود تا در زمان تحویل سال ..................ادامه

 




چهار شنبه سوری. دیزج خلیل علیا
نوشته شده در سه‌شنبه 26 دی 1391
بازدید : 1132
نویسنده : dizajkhalil

چهار شنبه سوری در روستا

اسفند ماه فرارسیده و تمام خانواده ها دغدغه خانه تکانی و خرید و پذیرایی را دارند.زنان و دختران چند روز مانده آخر سال وظیفه خانه تکانی و شستشوی کامل وسایل ریز و درشتی که قابلیت خشک شدن سریع را داشتند می شستند و تمیز می کردند.وسایل هر اتاق و انباری های ها را برای هواخوری بیرون آورده و بعد از جاروب و ............ادامه




مراسم فوت . دیزج خلیل علیا
نوشته شده در جمعه 22 دی 1391
بازدید : 1694
نویسنده : dizajkhalil

مراسم تدفین و عزاداری روستا

مرگ بر هر خلق شده ای وجود دارد. انسان ها نیز از این مقوله به دور نیستند. در زمان های گذشته ، وقتی فردی از خانواده فوت می نمود همسایگان و فامیل در مرخله نخست اقدام به روبه قبله کردن مرده ، بستن چشم و دهان مرده، دلداری صاحب عزا ، تهیه امکانات شتسشوی میت در حیاط خانه می کردند( تهیه آب گرم در دیگ،یک لنگه درب یا نردبان،کفنی،صدر و کافور و حنا،دو تیکه چوب کوچک از درخت بید یا انار، غسال یا غساله ،آوردن تابوت بزرگ و سنگینی از مسجد یا گورستان، گورکن و قبر). مرده  را پس از شستشو و تکفین ، حاضرین برای .................ادامه




فروشندگان دوره گرد
نوشته شده در پنج‌شنبه 07 دی 1391
بازدید : 1037
نویسنده : dizajkhalil

دوره گردها در دیزج خلیل علیا

 آمدن دوره گردها تحت عنوان فروشنده سبزی و سیفی جات ، نمک،بساطی یا چرچی که اهل منطقه بودند یا فروش الک ، دایره، غربال که جزء عشایر( قراچیلار که در اصل همان کراچیلر که از نوادگان کراچی های هند بودند و از گذشته در مناطق آذربایجان سکونت داشتند) خود داستانها دارد. 

 




کشاورزی . دیزج خلیل علیا
نوشته شده در پنج‌شنبه 30 آذر 1391
بازدید : 1260
نویسنده : dizajkhalil

کاشت و داشت و برداشت روستا

کاشت غله و حبوبات و علوفه به طور معمول کشت آبی در پاییز و بهار بود. قبل از شخم زدن زمین چنانچه زمین خشک وسفت شده بود یک وعده آبیاری  انجام و در فرصت چند روزه زمین قابل شخم زدن می شد.شخم زدن زمین های کشاورزی و باغات با گاو آهن و با استفاده از دو گاو انجام می گرفت. کس که مسئول کنترل کاو ها برای شخم زمین بود، یک جفت کفش چارق به پامی کرد وخیش یا پیش رونده را مجهز به پوشش فولادی ساخته، چوب طوق  را به همراه طوقه های مثلثی به گردن گاوهای نرقرار می داد . موقع شخم زدن صدای هو هو توسط استاد شخم زنی( جوتچی) بلند ، هنگام خوردن چاشت شوخی ها و توکل ها به راه بود تا شخم زدن خاتمه یابد.

بعد از شخم زنی نوبت به پاشیدن تخم غلات و کرت بندی می رسید،معمول بود...........ادامه

هرگونه برداشت بدون قید منبع ممنوع است




ماه مبارک رمضان دیزج خلیل علیا
نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391
بازدید : 1874
نویسنده : dizajkhalil

رمضان در روستا

 

 

ماه رمضان برای مردم روستا از حرمت خاصی برخوردار بود، دنبال کردن رویت ماه در شب آخر ماه شعبان  و شب آخر رمضان را کاری مستحب دانسته و غروب به پشت بام منازل یا مسجد به احتمال دیدن ماه می رفتند.روز های ماه رمضان برای استفاده از کلام وعاظ و ادای نماز جماعت در مسجد حاضر می شدند و ما بقی اوقات را به کار و زندگی روزانه می پرداختند.. چون امکانات مدرن وجود نداشت ساعتی قبل از سحری و چند دقیقه مانده به اذان صبح، توسط یکی از جوانان در کوچه ها شیپور زده می شد.اذان صبح وظهر و مغرب توسط  موذن بر بالای پشت بام مسجد با صدای بلند ادا می گردید.در اواخر دهه چهل با آمدن برق و بلندگو، این کار ها نیز راحتر و رساتر شد.برای شیپورنواختن خیلی از جوانان همکاری داشتندولی آقای محمد قوخماز سرآمدتر به نظر می رسید،اذان نیز توسط افرادی همچون قربانعلی کرم زاده ، حسین علی افامی، جعفر صادق دهقان ،مسعود باباپور، قاسم لطیفی، حسین غازیان اجرا می گردید.

در مراسم های نماز جماعت آقای محمد شفی شفی زاده ، آقای رستمعلی نقابی بین دو نماز ظهر و عصربه خواندن دعای ماه رمضان و میرزا محمد دلالت ضمن حضور در صف نماز و ادای تکلیف،به عنوان مکبر هم بودتا صف های بعدی مراحل نماز را متوجه شوند. شبهای قدر  دعای شب قدر و زیارت وارث  توسط آقایان شفی زاده ، رستمعلی نقابی ، نوجهانی ها ، جعفر صادق دهقان و حسن زنده دل ، یوسف رسول زاده قرایت می شد، شخنرانی وروضه را صرفا روحانی محل ( قدرت  وجدانی سرابی)به عهده داشت. 

 بیک بابا




دبیرستان رضاخورشیدی دیزج خلیل
نوشته شده در دوشنبه 29 آبان 1391
بازدید : 1196
نویسنده : dizajkhalil

خاطرات دبیرستان روستا

نیمه اول سال پنچم بود که به دبیرستان رضا خورشیدی نقل مکان شد و به دلیل تغییر سیستم تحصیلی به راهنمایی ،کلاس های راهنمایی در آنجا شروع شد مدرسه ای که آزمایشگاهی داشت و کادر آموزشی تغییر کرده بود ، تعدادی از کلاس ها به صورت مختلط بود و برای هر درسی معلمی جدا ( آقا و خانم) سر کلاش حاضر می شد، دیگر مثل دبستان مینو نبود که شاگردان فقط از هفت محله باشند بلکه شاگردان جدیدی از وایقان و نوجده هم به کلاس ها اضافه شده بود، سطح تحصیلی معلمین و رفتار های آنان فرق کرده بود،برنامه های دو هزار و پانصد ساله تشکیل می شد و بعضا والدین برای مسایلی به مدرسه دعوت می شدند،دختران و پسران مثل خواهر و برادر در کنار هم بودند هرچند که کوری خوانی هایی  در کلاس بین این دو قشر وجود داشت ولی افکار منفی بین آنان واقعا در حد صفر بود و هنوز هم بعد از گذشت سالها از این کلاس ها دختران و پسران همکلاسی آن روزگار خیلی محترمانه با همدیگر سلام وعلیک دارند و احترام همدیگر را رعایت می کنند. دبیران آقا و خانم را هر کجا ببینند تکریم می کنند ،کادر تربیتی آن روزگار عبارت بودند از آقایان رستمعلی نقابی، حسین نقابی، محمد زاده ،میرزا محمد زاده،رسول زاده، میرزایی ، کبود،خانم ها جعفری ، رشدی،کلام الهی، ،مزین دیزجی و ... که اکثر دانشگاه دیده بودندیا در سطوح بالای تربیت معلمی و بیشتر دبیران از تبریز می آمدند.

یادشان گرامی و عاقبتشان به خیر . جا دارد از مدیریت  و ارشادات اخلاقی مرحوم برادران نقابی در آن دوران  یادی شود که روابط اخلاقی خوبی را در آن محیط  مختلط برقرار کرده بودند.ماجرای درخت کاری سمت جنوب حیاط دبیرستان ، مسابقات مختلف بویژه الاغ سواری در جشن سلطنتی ،رد وبدل شدن نگاتیو پلی گپی سوالات امتحانی، جابجایی تخته پاک کن اسفنجی آجری رنگ با آجر یا تخته  نگهدار چلو درب کلاس برای سر بسر گذاشتن با دبیر ، رفتن اردو با بعضی از دبیران ، گرفتن تغذیه رایگان بعضی از بچه ها با لطایف الحیل یا تهدید ،خواندن کتاب های ممنوعه سیاسی وایجاد ارتباط پنهانی با دانش آموزان مورد اعتماد ،رفتن به باغات برای درس خواندن وتماشای فیلم های باراتا و مرد شش میلیون دلاری.... هریک داستانی جداگانه است که مجال پرداختن به تک تک آنها از حوصله خارج است.نیاز به عنوان نیست که این دبیرستان نیز در ارتقاء علمی منطقه خدمات شایانی داشته است. من دبیرستان گلشن راز شبستر را نیز تجربه کرده ام  ولی خاطرات این دوران  با خلد آشیان حسین پررنگ که به حق جوانی فهیم ، خداجوی ،درد آشنا ، با ادب و محجوب بود شروع و خاتمه می یابد.چند مدتی نیز بادوستان بزرگوار ومتدین و تلاشگر حسن کا ظم پور و قاسم ناپیدا به اتفاق چهار نفری خاطراتی بیاد ماندنی بر خود بوجود آوردیم.




اتومبیل در دیزج خلیل علیا
نوشته شده در پنج‌شنبه 25 آبان 1391
بازدید : 1329
نویسنده : dizajkhalil

اتومبیل در روستا

اتومبیل مدرن  اولین بار توسط آقای ارشد نصیر پور به روستا آورده شد و در روزهای

چهار شنبه و روز های عادی به عنوان آژانس های امروزیسرویس دهی می کرد،چه افرادی

که به دلیل آمدن خودرو توسط ایشان از مرگ نجات یافتند راننده ای بود خود ساخته و دوره دیده

دوران سربازی ، خیلی از افراد توسط ایشان رانندگی را در روستا یاد گرفتند و اولین نفر از آنها آقای علی

اکرادی بود یادم است وقتی ماشین را در اختیار ایشان گذاشت تا در میدان روستا دور بزند همزمان  با حضور

پارچه فروش دوره گرد مشهدی اسد در کنار دیوار غربی  میدان ، دوره گرد شریف عمو ،مسگر ی ازشهر بنیس

بود. خلاصه به دلیل کامل نشدن آموزش ، ماشین  با درخت بید کنار جوب تصادف کرد .

بعد ها آقای اکرادی راننده ماشین سواری  آژانس محلی شد و متعاقب آن

مینی بوسیرا خریداری نمود. قبل از ایشان آقای حسین طربخواه

دارای مینی بوس بود و در خط تبریز به شبستر کار می کرد .چند سال بعد

راننده های دیگری در محل آمدند مانند آقای اکبر شعبانی و باقر نژادی .که همگی

نام های نیکی از خود به جا گذاشته اند و با خاطرات تلخ و شیرین مردم محل آشنا شدند .

 قبل از آمدن خودرومسافرت های نزدیک مردم با استفاده از اسب و الاغ و درشکه و دروچرخه انجام می شد.

                                                                         بیک بابا

 

هرگونه بهره برداری با قید منبع بلامانع است




اتش ، اخگر ،نفت در دیزج خلیل
نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391
بازدید : 3210
نویسنده : dizajkhalil

نفت و روستا

قبل از فراوانی نفت و کبریت ، معمولا برای آتش زدن اجاق و تنور از زغال آخگر باقی

مانده در زیرخاکستر استفاده می شد.چنانچه  روزی اخگری در منزلی نبود.

باید خاک انداز فلزی را بر داشته و در همسایه را زد، که فلان باجی در  

منقلیا در اجاق آتش دارید برای شعله ور کردن اجاق بدهید. .

همسایههم یک تیکه زغال سرخ شده را به کهنه

پارچه ای پیچانده و می گفت (توکلسن سلیقه) ،

فوت کنتا خاموش نشه تا به اجاقتان برسد.

بعد ها که کبریت و نفت در مغازه ها

زیاد شد، مردم به استفاده

از نفت و کبریت افتخار می کردند. خرید

نفتبا استفاده از ظروف لیتری خریداری و صرفا

در چراغ های روشنایی فتیله ای و اواخر در چراغ های

زنبوری مورد استفاده قرار می گرفت . افراد باسلیقه به طور

معمول بعد از پختن غذا بر روی اجاق های هیزم سوز، مقداریاز اخگر ها

را در داخل منقل یا اجاق زیر خاکستر پنهان می کردند تا در روز آتی بجای کبریت و آتش

زنه مورد استفاده قراردهند.  

 

                                                                                          بیک بابا





قران . دیزج خلیل علیا
نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391
بازدید : 1298
نویسنده : dizajkhalil

قران و روستا

قران مجید این معجزه الهی از دیر باز مورد احترام و تکریم مردم روستا بود. در گذشته های دور که صنعت چاپ سنگی رونق نگرفته بود در تعدادی از منازل قران وجود داشت وبعضا تولد ومرگ و وقایع مهمه را در حاشیه قران یادداشت می کردندولی آنچه به داد دارم احتمال نبود قران در منازل بعید به نظر می رسد.مردان  وزنان روستا به شیوه های مختلفی قران فرا می گرفتند که از جمله آنها استفاده از ملا باجی ها و مکتب دار ها و خواند اصطلاحا عم جزء، بازگویی سعر هایی 

ادامه




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران